
|
تاريخ خبر: كنكاشي بر پديده قاچاق وسايل صوتي ـ تصويري در مرزهاي غربي كشور توليدكننده داخلي، چشم نگران قاچاق كالا
![]() |
|
هميشه در استفاده از کالاهاي خارجي، پرهيز ميكردم؛ و به کساني که به جاي پيکان، سوار اتومبيل خارجي ميشدند ـ هرچند پيكان نيز مونتاژ بود ـ نگاهي شكوهآميز داشتم؛ و همزمان افسوس ميخوردم که چرا ما توليداتي همچون سوني، سامسونگ يا الجي نداريم. يا چرا بايد تبليغات رسانهها، بيلبوردها و روزنامهها پُر باشد از تبليغات نشان(برند)هاي خارجي. چرا بايد در خانه ايرانيها، از تلويزيون لامپي گرفته تا مانيتور و لپتاپ و صفحهنمايش و ال. سي. دي، نشان سوني و سامسونگ و الجي بر خود داشته باشد. البته خود، آگاه بودم كه همه اين جبههگيريها از سر ندانم كاري است. تا اينکه با فراخوان يک شرکت ايراني توليدکننده السيدي، به محل کارخانه رفتم و با ديدن انبوه کارگران زن و مرد سرگرم کار، دگرگون شدم. نزديک به هزار زن که بيشترشان از دهکهاي پايين جامعهاند ـ و چه بسا خودْ نانآور خانواده ـ در آنجا، در محيطي پاکيزه و با امکانات مناسب، پشت دستگاههاي مدرن کرهاي و زيرنظر يک مدير کارآمد ايراني و چند سرمهندس کرهاي، سرگرم کارند؛ و به گفته مديرعامل کارخانه، و بر خلاف مصوبه دولت ـکه بايد به هر کارگر، برابر با حقوق، عيدي پرداخت شودـ هر سال به کارگرانش، سهبرابر حقوق ماهانه عيدي ميدهد. انديشيدم، به راستي اگر در کره، کارخانهاي وجود نداشت تا امتيازش را بفروشد و سرويس لازم را بدهد و سرمهندسهايش را بفرستد که کارخانه ايراني پا بگيرد، اکنون بيش از هزار کارگر زن و مرد اين کشور، بيکار بودند و روشن نيست در اين گراني و تورم افسارگسيخته، چه سرگذشتي پيدا ميکردند. شايد برخي بگويند، پس توليد ملي، چي؟ نميدانم ما توليد تلويزيون ملي داريم يانه؛ ولي به هر رو، هر پيشرفتي در سايه رقابت شکل ميگيرد؛ وگرنه آدم يک چشم، در سرزمين کورانْ پادشاه است. تا رقيب نباشد، کمبودها، ضعفها و سستيها آشکار نميشود. روشن است که فقط در يک رقابت تنگاتنگ و سازنده، تواناييهاي برتر، رخ مينمايد، ميبالد و فراز ميرود. پيشرفت در يک بازار بيرقيب، هر چند جهشي و درخشان، دير يا زود فرو ميپاشد و امکان برخاستن دوباره ندارد. تويوتاي کممصرف هم اگر امروز در خود آمريکا، از اتومبيلهاي توليد کارخانههاي آمريکايي بيشتر ميفروشد، ابتدا به ساكن نباليد و پيشتاز نشد. او هم در يک رقابت شانهبهشانه با غولهاي سازنده خودرو در جهان، پيشتاخت و جلو زد. سرافرازي هنگاميکه با خودروي آژانس ـ که از سر اتفاق، پيکان بود ـ راهي کارخانه بودم، ميانديشيدم: باز حقارت پيکانگون، باز مونتاژ، باز هم در سايه يک کارخانه خارجي قرارداشتن؛ ولي هنگامي كه مدير ايراني كارخانه، خبرنگاران را بر سر خطهاي گوناگون توليد برد و گفت که فقط «پنل» از كشور کره جنوبي وارد ميشود و ديگر قطعات را مهندسان ايراني در همينجا ميسازند، قد خميدهام راست شد و ديگر احساس کوچکي نداشتم. خبرنگاري پرسيد: «چرا پنل را هم در ايران نميسازيد؟» مدير کارخانه گفت: «ما تا به امروز صادارت نداريم؛ ولي حتي ترکيه که السيدي به اروپا ميفرستد، برايش سود(صرفه) ندارد، پنل بسازد و آنرا مستقيم از کره وارد ميکند.» از «چانآبکيم» نماينده کارخانه کرهاي در ايران، پرسيده شد که ميان گزينه ال. سي. دي ساختکره جنوبي و ال.سي.دي ساخت ايران، کداميک را انتخاب کرده و اکنون در خانه از آن استفاده ميکند؟ و هنگامي که او پاسخ داد: «السيدي ساخت ايران» در چشمم اشك حلقه زد و احساس غرورکردم. آگاهي اگر هيچيک از گروه خبرنگاران، چيزي از بانه نگرفت، برآيند چيزي نبود مگر آگاهي! ما به سهم خود، کوشيديم روي خوش به جنس قاچاق نشان ندهيم و همدست قاچاقچيها نشويم. ما خبرنگاراني بوديم در جامه ناشناس «خريداران پرسنده» که همگي، کيف پول خود را در اتوبوس، جا گذاشته بودند و از شانس خوش ما، فروشندهها نيز پيش از پاسخ، جيبمان را نگشتند که ببينند پول آوردهايم يا نه! ...و اما، بازار قاچاق را چه پُررونق ديديم، هيچکس مگر ما، دستتهي نميرفت؛ و شايد اگر ما هم به خودآگاهي نرسيده بوديم، از سردولتي قاچاقچيها، دستمان پر ميشد! در راه بازگشت از بازار و رفتن به سوي اتوبوس، يکي از همکاران، ال. سي. ديهاي بازار بانه را آشغالهايي ناميد که نه کيفيت دارند، نه گارانتي و نه خدمات پس از فروش. در راه بانه ـ سقز، اتوبوس ما به جاي رفتن به رستوران، در بين راه نگهداشت که ناهار را خود درست کنيم. گروهي 30نفره ميتواند آشغال زيادي توليد كند به جا بگذارد که براي بدنما کردن بخش بزرگي از طبيعت، بسنده باشد؛ ما براي آنکه به سهم خود در حفظ طبيعت و محيطزيست كوشا باشيم و با ريختن آشغال، آن را آلوده نكنيم، باقيمانده مواد خوراكي را در جعبه مقوايي ريخته و با خود به هتل محل اقامت برديم و در سطلهاي تعبيه شده براي جمعآوري آشغال ريختيم. گلايه محمدحسين برخــــوردار، رئيس انجمن صنفي توليدکنندگان وسايل شنيداري ـ ديداري (صوتي ـ تصويري) در نشست با نمايندگان رسانههاي جمعي، مطالب ارزنده و خوبي مطرح كرد؛ اما پس از سفر به بانه و ديدار از مرزهاي قاچاق، پرسشهاي جديدي پيشآمد که بايسته(ضروري) بود دوباره با وي گپ بزنيم. او در گفتگوي ويژه با اطلاعات، در پاسخ به اين پرسش که پيش از راهاندازي کارخانه، پيگير پديده قاچاقْ به ويژه ال. سي. دي مارک کنوني کارخانه خود بوده است يا نه، ميگويد: «کم و بيش بله. البته قاچاق در آن دوره، چندان پُررنگ نبود، ولي اكنون بيداد ميکند.» وي همچنين در پاسخ به اين پرسش كه آيا از هفتهها و ماههاي نخست توليد، با قاچاق كالاهاي ديداري ـ شنيداري رو به رو بوديد، ميگويد: «از 14 بهمن سال 1376 با توليد 5000 دستگاه كار توليد را آغاز کرديم؛ و اکنون بزرگترين توليدکننده ال.سي.دي در ايران هستيم. در آغاز كار، پديده قاچاق اين كالا اندک بود، ولي پس از مدتي، افزايش شتابندهاي يافت و اين روند پرتنش، با سير بالارونده (صعودي) تا امروز ادامه دارد.» وي درباره اينکه اکنون قاچاق بر ميزان فروش كالاي توليد داخل، چه اندازه تأثير گذاشته است و به سخن ديگر، اگر جلوي قاچاق گرفته شود، چند درصد به ميزان فروش شما افزوده ميشود، براين باور است: «جلوگيري از ورود غيرقانوني (قاچاق) كالاهاي ديداري ـ شنيداري بين 25 تا 30 درصد در فروش كالاي توليد داخل تأثير دارد. به سخن ديگر، قاچاق ال. سي. دي، يکسوم حق وحقوق کارگران زحمتكش كشور را نابود ميكند.» آگاهي آگاهي! آگاهي فرهنگي! پيش از رفتن به کارخانه و ديدن کارگران پرتلاش كه با روپوش آبي و جديت سرگرم توليد بودند، شايد وسوسه ميشدم که براي خود از بانه يک ال.سي.دي تهيه كنم؛ ولي اکنون اين کار را خيانت به كارگران كوشاي كشور ميدانم. همين گزاره را با مهندسبرخوردار در ميان ميگذارم و اين که چرا در تبليغات گران و گسترده در رسانههاي جمعي، نشاني از برنامه فرهنگي و آگاهيرساني به مردم نيست. او ميگويد: «درست ميگوييد؛ من اين سستي را صادقانه ميپذيرم. كه در آگاهيرساني به مردم، ضعف داشته و درست عمل نكردهايم اكنون زمان کار فرهنگي فرا رسيده است.» بازار (بازار سياه) زماني از سيديهاي غيرمجاز فيلمهاي فارسي در حال اکران، سرريز بود. از اين رو براي آگاهيرساني به مردم، فيلمهاي کوتاهي با حضور ستارههاي سينماي ايران درباره آگاهيرساني به مردم ساخته شد و موفق هم بود. به مهندس برخوردار پيشنهاد ميکنم، فيلمهايي در اين زمينه، در محل توليد و با شرکت کارگران ـ زن ومرد ـ کارخانه ساخته شود. او ميگويد: «پيشنهاد جالبي است. اميدوارم اين پيشنهاد خوب را عملي کنيم. بيگمان بيان مشكلات از زبان زنان و مردان کارگرـکه بيگانه نيستند و فرزندان همين آب و خاكاند ـ درباره ضربهاي که قاچاق کالا به توليد شرافتمندانه و پررنج آنان ميزند، بسيار کارساز خواهد بود. مردم بايد از زبان فرزندان برومند خود بشنوند که پديده قاچاق، دوسويه است و کسي که کالاي قاچاق خريداري كند، به گونهاي با قاچاقچي، همدست ميشود. بر اين باورم که مبارزه با قاچاق نبايد محدود به ادارهها و سازمانها باشد و مردم بايد در اين راه، مشاركت داشته باشند.» مهندس برخوردار در پاسخ به اين پرسش كه چرا در بانه، نماينده فروش نداريد و با بازکردن فروشگاه و تبليغاتي مانند گارانتي و خدمات پس از فروش(وارنتي)، بخشي از بازار را پوشش نميدهيد؟ بيگمان مردم با مقابله کالاي اصل با تقلبي، گزينش(انتخاب) شايستهتري خواهند داشت و به گونهاي با پديده قاچاق مبارزه خواهد شد، ميگويد: «اين کار شدني نيست. تفاوت بها به اندازهاي است که امکان دارد، هر نمايندهاي متهم به فروش كالاي قاچاق مانند ديگر فروشگاهها شود.» او با اشاره به پديده قاچاق، ميافزايد: «برخي از پيشامدهاي سياسي مانند انتخابات سبب شده است که مسئولان، نگاه خود را از مرزها بردارند و روي مسائل داخلي تمرکز کنند. مردم بانه، دامداري و كشاورزي دارند، ولي سود قاچاق به اندازهاي فريبنده است که برخي را به وسوسه مياندازد، توليد شرافتمندانه ـ کمدرآمد ـ را رها کنند و پي قاچاق ـ پردرآمد ـ بروند. کاري که هيچ ارزش افزودهاي براي کشور ايجاد نميکند، چون بابت آن حق گمرک پرداخت نميکنند. او ميافزايد: «کسي هم که به قاچاق عادت کند، ديگر به کار توليدي بر نميگردد. من در خارج درس خواندهام و از نزديک با شيوه درآمد و کار مردم آنطرف آب آشنايم. در آنجا، يک دلار را از زير پاي فيل بيرون ميکشند. بايد مردم را به سوي کوششهاي اقتصادي درست، رهنمون شد. اگر دولت در بانه، کارخانه و صنايع تبديلي فرآوردههاي کشاورزي بسازد و كار ايجاد کند، مردم از قاچاق رو ميگردانند و سرگرم توليد سالم ميشوند.» او درباره گلايه مردمي كه کالاي قاچاق از بانه خريدهاند و دچار نقص فني شده است، ميگويد: «افراد زيادي به کارخانه مراجعه ميکنند و ميگويند که پنل ال.سي.دي دستگاهشان سوخته است و ميخواهند که تعمير شود. اگر ما بپذيريم که روي تلويزيون قاچاق، پنل بگذاريم، به بهاي ال.سي.دي تمام ميشود كه در بانه خريده اند ؛ اگر اين افراد توليدات کارخانه ما را خريداري كنند، هم گارانتي دارد، هم خدمات پس از فروش و هم اينکه به برادر و خواهر توليدگر خود ياري ميرسانند.» او با مقايسه كيفيت كالاي توليد داخل و كالاي قاچاق ميافزايد: «بسياري از کالاهاي ال.سي.دي قاچاق، کيفيت ندارند و بستگي به شانس و اقبال خريدار دارد و مردم ناآگاه را دچار زيان هنگفت ميکند. بر روي جنس قاچاق، نام کشور سازنده مشخص نيست. در کارخانه ما، با سيستمهاي مدرن، کنترل کيفيت انجام ميشود و هر دستگاه داراي کوچکترين مورد فني، از چرخه توليد خارج ميشود.» او درباره كارآمدي قوانين قاچاق، ميگويد: «قوانين برخورد با قاچاق كالا، در يک دوره، خوب اجرا ميشود؛ ولي پيگير نيست. مانند ابر بهار، تند ميبارد و سپس قطع ميشود. اگر دولتها خواهان ايجاد بستر کار براي جوانان هستند و خواستار شکوفندگي روزافزون توليد داخلي، بايد مبارزه با قاچاق را بر تارک برنامههاي خود قرار دهند و ورود کالا رابه سوي مسيرهاي قانوني، ساماندهي کنند.» مهندس برخوردار، گلهمند است که تا از قاچاق ميگويد، از سوي وزارت بازرگاني و سازمان حمايت از مصرفکننده، پاسخ ميشنود که: «تعرفهتان زياد است.» او بر اين باور است که ناتواني در برخورد با پديده قاچاق كالا، نبايد منجر به فشار روي توليدکننده براي پايينآوردن بهاي کالا شود. او تأكيد ميكند كه پايه هر پيشرفت اقتصادي، ايجاد رقابت در ميان توليدکنندگان است. مهندس برخوردار ميگويد: «کاستن از بها، فقط در يک رقابت سالم ممکن خواهد بود. قاچاقچي، نه مانند توليدكننده، سالي 25 تا 27 درصد به حقوق کارگر اضافه ميکند؛ نه با 18 تا 20 درصد سود بانکي مواجه است؛ نه به نسبت 3درصد ارزش افزوده، ماليات ميدهد؛ و نه براي نوآوري و همپايي با تکنولوژي روز، ناچار از سرمايهگذاري جديد است. کالاي او بادآوردهاي است که در همه حال، سود مي كند. » او ميافزايد: «کالاي قاچاق در هرجايي ديده شود، چه در مرز، يا مغازه، خانه، يا هنگام بردوآورد(حملونقل)، شامل قانون قاچاق است و بايد جلويش گرفته شود. اين کار، اگر نه براي سرمايهگذاران، دستکم بايد براي هزاران کارگر همميهن انجام شود که در کارحانهها سرگرم توليد هستند.» *** ...و به جاي پايانبندي، سخن پاياني مهندس برخوردار را مرور ميكنيم: «سيسال پيش که در آلمان درس ميخواندم، هربار که حرف خريد اتومبيل پيش ميآمد، به اتومبيلهاي کممصرف ژاپني ميانديشيدم و با خود ميگفتم که همكلاسان آلمانيام حتماً اتومبيل ژاپني خواهند خريد؛ ولي آنها ميگفتند حتي به قيمت دوبرابر هم كه باشد، اتومبيل ميهني ميخرند که به اقتصاد کشورشان کمک کرده باشند. خوب است مردم ما بدانند که فقط 70 پيمانکار ايراني با ما کار ميکنند که هركدام نزديک به 300 شاغل دارند. كاركناني که از جوانان همين کشورند. بنابراين از خريداران ايراني خواهش ميکنم، نه براي سرمايهگذاران، که براي کارگران همكيش خود به سوي کالاي قاچاق نروند تا جنس قاچاق، روي دست قاچاقچي باد کند. ع ـ درويشي codex24x page05 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


